تبليغاتX
امپراطور دریا و جواهری در قصر

امپراطور دریا و جواهری در قصر

**وبلاگ رسمی امپراتور دریا**

خوب یانگوم بهمراه افسر مین جانگو بلاخره فرار می کنند و افسر مین بعد از تحویل دادن پستش بهمراه یانگوم از قصر دور می شند .

 
و در جاده ای برفی راهشون رو ادامه می دند :
 
 
این قسمت هم که طبق معمول باید سانسور بشه :
 
 
وزیر دست چپ از قضیه آگاه می شه و افرادی رو دنبال افسر مین و یانگوم می فرسته که بلاخره گیرشون میارند . افسر مین دستور می ده از سر راهش کنار برند که افسر مامور مخالفت می کنه و دستور می ده بگیرنشون که افسر مین شمشیر می کشه :
 
 
ولی شمشیر رو می اندازه و افسر مقابل هم می گذاره برند که ناگهان وزیر دست چپ از راه می رسه و می گه : شما دارید پزشک شخصی عالیجناب رو کجا می برید ؟؟
 
 
و یانگوم و افسر مین و بر می گردونه . وقتی یانگوم بر می گرده شاه حکمش رو که یانگوم پزشک شخصیش بشه و رو صادر کرده و بازخورد بدی تو قصر داشته و طبق معمول یک سری از اشراف زاده ها کولی بازی در میارند تا شاه نظرشو عوض کنه :
 
 
ولی افسر مین از یانگوم می خواد که این شغل رو قبول کنه و یانگوم در مقابل تمام افراد بخاطر افسر مین شغل رو از عالیجناب می پذیره که مایه ناراحتی همه به جز افسر مین و شین بی میشه .
 
 
بعد از این قضیه پزشک شین استعفاشو اعلام می کنه و یانگوم وقتی می فهمه جلوش زانو می زنه و تقاضای بخشش می کنه .
 
 
ولی پزشک شین می گه که پزشکی که مریضش بهش اعتماد نداشته باشه پزشک نیست . این مهم نیست که تو یه زنی یا مرد این مشکله منه . و تقاضای کمک از طرف ما نداشته باش .
خوب تا اینجای کار هیچ اشکالی نداشت . مهم نیست که بقیه چی فکر می کنند ولی تا وقتی که به کسی آسیبی نرسیده .....
ملکه مادر قضیه ارتباط یانگوم و شاه رو در قصر یونسنگ می فهمه و اونو صدا می کنه و سرش داد می کشه و یونسنگ گریه می کنه ولی ملکه جلوشو می گیره و میگه که بس کنید دیگه اون بارداره ....
 
 
یونسنگ بعد از اینکه از اونجا خارج میشه حالش بهم می خوره و دچار زایمان زودرس میشه .....
 
 
و یانگوم سریع بالای سرش می رسه و دستور میده که اتاق عمل رو آماده کنند .
 
 
یونسنگ توی زایمانش دچار مشکل میشه و یانگوم نمی تونه بچه رو بدنیا بیاره . یونسنگ بعد از کمی فریاد ناگهان وسط وضع حمل از هوش میره .......
و یانگوم وحشت زده سریع دست بکار میشه و از طب سوزنی استفاده می کنه و تمام پزشک های زن از وحشت نمی تونند تکون بخورند و فقط یانگوم و شین بی هستند که دارند تلاش می کنند :
 
 
و یونسنگ خوشبختانه بهوش میاد و بی حال چشماشو باز می کنه .
در این حال خبر دست گل ملکه مادر به خودش و پادشاه می رسه و همشون مضطرب میشند و امیدشون با یانگومه .
یونسنگ پس از اینکه باز هم کلی جیغ می زنه بچه بیرون نمی آد و یونسنگ دوباره بی هوش میشه .....
 
دوباره همه وحشت می کنند و یانگوم هم شوکه میشه . سریعا" عمل می کنه و اینبار از ماساژ و تحریک نقاط عصبی استفاده می کنه . پس از کمی تلاش یونسنگ دوباره بهوش میاد و همه خوشحال می شند .
دوباره فریاد های یونسنگ شروع میشه و پس از کمی ....
صدای گریه بچه رو می شنویم و همه فریاد شادی می زنند و یانگوم پرنس رو بدنیا میاره .

 
پزشک شین و پزشک یونگ هم از بیرون خوشحال بنظر می رسند و همه چیز بخوبی و خوشی حل میشه .
 
ولی ..... شین بی به یانگوم میگه که خون ریزی بند نمیاد و بعد از اینکه یانگوم حواسش پیش یونسنگ بر می گرده یونسنگ دوباره از هوش میره ولی اینبار .....
 
 
شین بی فریاد می زنه که دیگه نبض اش نمی زنه و ......  یونسنگ تموم می کنه .
 
 
 
 
همه وحشت زده می شند و یانگوم با قیافه ای سردرگم از اتاق خارج میشه و بعد از مدتی با یک نی و یک بطری پودر سفید بر می گرده و با نی پودر رو توی دماغ یونسنگ فوت می کنه ( عملیات CPR ) ولی یونسنگ هیچ عکس العملی نداره ....
 
یانگوم فریاد می زنه نه بانوی من من مقصر بودم . شما نباید بمیرید . شما نباید اینجوری منو ترک کنید . بخاطر من یونسنگ بخاطر من نباید بمیری .
و ماساژ قلبی رو ادامه میده .
 
 
ولی هیچ امیدی نیست .
 
و وقتی که یک لحظه سکوت ناشی از مرگ یونسنگ همه جا رو فرو می گیره . شین بی فریاد می زنه :
نبض اش بر گشت نبض اش بر گشت .
و تنفس مصنوعی یانگوم جواب می ده و یونسنگ بر می گرده .
 
 
و یانگوم احساس می کنه که نمی تونه خودشو بابت این قضیه ببخشه . عملیات نجات یونسنگ توسط یانگوم توی کل قصر می پیچه و همرو خوشحال می کنه و ملکه مادر رو از نگرانی نجات می ده .
 
یانگوم تا صبح از یونسنگ مراقبت می کنه تا بهوش میاد و وقتی که بهوش میاد ازش معذرت خواهی می کنه ولی یونسنگ می گه که ناراحت نباش و اگه تو نبودی من تا حالا زنده نبودم .
 
فردای آن روز یانگوم پیش پادشاه میره تا از شغل جدیدش یعنی پزشک شخصی پادشاه انصراف بده که همون هنگام خدمتکار یانگ با ترس اعلام می کنه که پرنس جوان ( پسر ملکه ) جونش در خطره ....
 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:11  توسط عباس مدیر  | 

با سلام من مي خواستم به اطلاع دوستان برسانم كه اين وبلاگ مربوط به يك درام زيباي امپراتور دريا نيست و ما به قئل معروف تمامي فيلم درام كرهاي ذو مي گذارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:54  توسط آرمان(سردبير)  | 

 

فيلم هاي Choi Soo-jong:

 

عكس هاي Choi Soo-jong:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:8  توسط آرمان(سردبير)  | 

این وبلاگ یک وبلاگ جامع هست و در این وبلاگ هم خلاصه قسمت های بعدی سریال جواهری در قصر رو در آن می نویسیم و هم خلاصه قسمت های سریال امپراتور دریا پس امیدوارم که این وبلاگ مورد قبول شما واقع شده باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:52  توسط عباس مدیر  | 

پدر گونگ بوك او را از خواب آشفته اي كه ميبيند بيدار ميكند و وقتي از او حالش را ميپرسد وجوابي نميبيند از دوست گونگ بوك ميپرسد كه او چش شده واو ميگويد كه گونگ بوك در حال تمرين شمشير بازي ميباشد اين باعث نگراني پدر گونگ بوك ميشود كه او قصد دارد كه با آنها بجنگد بناربر اين تصميم ميگيرد كه گونگ بوك را از آن محل به جزيره اي ديگر بفرستد

 

بانو جانگ هوا قصد دارد كه براي عبادت به معبد برود وبراي اينكار گونگ بوك انتخاب ميشود او بانو جانگ هوا و نديمه او را به آنجا ميبرد و با ديدن او در حال عبادت سخت مشغول نگاه كردن به او ميشود

 

عبادت او كه تمام ميشود در حال بازگشت بانو جانگ هوا متوجه جزيره اي ميشود واز گونگ بوك درباره آن ميپرسد گونگ بوك نيز ميگويد آن جزيره ساهيانگ است و در آن پرندگان و حيوانات وحشي زندگي ميكنند.او نيز مجذوب آن جزيره ميشود

 

تمرينات شمشيربازي بين گونگ بوك و يونگ جان همچنان ادامه دارد و سرانجام گونگ بوك در شمشيرزني مهارت بيشتري كسب ميكند و قدرت شمشيرزني او بالا ميرود.در آخرين تمرين آنها يونگ جان ميگويد كه او قصد ترك چانگ هي را دارد وبايد به چين برود گونگ بوك درخواست ميكند كه او نيز جز ياران رييس او شود ولي يونگ جان اشاره ميكند كه رييسش قبول نميكند وميگويد كه بازهم همديگر را خواهيم ديد وبعد ميرود

 

دربازار يونگ جان چشمش به بانو جانگ هوا ميافتد وبا اولين نگاه او نيز عاشقش ميشود.او پيش رييسش ميرود ولي در حال رفتن دزدي كيسه او را ميدزدد او چاقويش را در ميآورد واو را با آن از راه دور ميزند.بانو جانگ هوا با ديدن اين صحنه آشفته ميشود رييس او نيز براي تنبيه ميگويد كه او بايد از بالاي صخره به پايين بپرد

 

بانو جانگ هوا نيز با ديدن آن صحنه بيمار ميشود.اين قضيه باعث ميشود كه دادستاني در مورد حفاظت جزيره در مقابل دزدان دريايي حفاظت بيشتري را انجام دهد وجزيره را براي يافتن دزدان دريايي جست و جو كنند.پدر گونگ بوك به آنها ميگويد كه براي  رفتن به جزيره بيكيوم براي ساختن كشتي آماده شوند او اشاره ميكند كه براي رفتن به چين پاسپورت احتياج هست كه براي آن بايد پول داشته باشند.آنها سرانجام بطور مخفيانه بسمت كشتي كه آنها را به آن جزيره ميبرد ميشوند

 

 

پدر گونگ بوك با معاينه كشتي به آنها ميگويد كه سه يا چهار روز كار دارد يكي از افراد آنجا اشاره ميكند كه آنها بايد ده روز ديگر در چين باشند واگر او كارش را زودتر انجام دهد دوبرابر پاداش ميگيرد.آنها نيز كارشان را آغاز ميكنند.از اين طرف يونگ جان كه از صخره به پايين پريده بود بسختي از صخره هاي ساحلي بالا مي آيد وپيش رييس برميگردد سپس موقعيت مكاني نيروهاي محافظ جزيره را به او نشان ميدهد.

 

از اين طرف گونگ بوك با ديدن كشتي كنار ساحل ونگهبانان آن بمشكوك ميشود او به پدرش ميگويد كه اين كشتي را كه تعمير ميكنند يك كشتي دزدان دريايي است.پدرش ميگويد كه توي چانگ هي كشتي دزدان دريايي ديده نشده وبه اين قضيه فكر نكند.از اين طرف مبارزه اي ديگر بين گونگ بوك وپسر رييس دادستاني آغاز ميشود و اينبار گونگ بوك او را شكست ميدهد اين باعث ميشود كه او خشمگين شود وقصد كشتن او را دارد كه بانو جانگ هوا سر ميرسد و جلوي اينكار را ميگيرد

 

بانو جانگ هوا به گونگ بوك ميگويد كه ميخواهد جزيره ساهيانگ را ببيند.گونگ بوك نيز او را با قايق به آن جزيره ميبرد و مكانهاي مختلف آن را به او نشان ميدهد.آنها جايي مينشينند و مشغول صحبت ميشوند گونگ بوك اشاره ميكند كه اين مكان شايد براي بانو جانگ هوا زيبا باشد ولي براي آنها اين مكان پر از رنج وسختي است ومردمي كه روي كشتي كار ميكنند يا كشتيها را تعمير ميكنند هميشه گرسنه هستند.او اشاره ميكند كه اكثر مردم اينجا بخاطر حملات دزدان دريايي اعضاي خانوادشان را از دست داده اند و وقتي بانو جانگ هوا ميگويد تو نيز از دست داده اي ميگويد كه مادرم.بانو جانگ هوا نيز ميگويد كه او نيز مادر ندارد

 

  پدرگونگ بوك و سايرين براي تعمير كشتي دوباره به آن جزيره ميروند اما اينبار كنجكاوي گونگ بوك باعث ميشود آنها به داخل كشتي بروند و با ديدن نقره ها وغنيمتهاي داخل آن متوجه ميشوند كه اين يك كشتي دزدان دريايي است آنها به سرعت پس از پايان كار آنجا را ترك ميكنند.در ساحل افراد گارد به دقت همه را مورد بررسي قرار ميدهند آنها به سبدي كه در دست گونگ بوك است مشكوك ميشوند و به او ميگويند كه آنرا باز كند اما آنها شانس ميآورند ودقيقا در همان لحظه اتفاقي ميافتد كه باعث ميشود كه آنها سبد او را نگردند

 

يكي از افرادي كه در تعميرات كشتي در آن قسمت زنداني بود از آنجا فرار ميكند و قضيه دزدان را به اطلاع دادستاني ميرساند.رييس دادستاني نيز دستور سريع ميدهد كه بندر بسته شود ونيروهاي گارد در آنجا مستقر شوند سپس به آن مرد ميگويد كه پيشاپيش سربازان دنبال كساني كه كستي دزدان دريايي را تعمير كردند بگردد.آنها متوجه خطرناك بودن وضعيت ميشوند وسريع آماده ترك جزيره ميشوند.يك كشتي در شب هنگام و نور كامل ماه به سمت چين ميرود پدر گونگ بوك به همراه او و چانگ ميون شب هنگام به آنطرف ميروند ولي سربازان آنها را ميبينند وپدر گونگ بوك براي نجات جان آنها از طرفي ديگر ميرود واين باعث ميشود كه با تيري كشته شود و گونگ بوك و چانگ ميون نيز دستگير ميشوند

 

رييس دادستاني آنها را مورد بازپرسي قرار ميدهد اما آنها چيزي نميدانند.او نيز دستور ميدهد كه آنها را زنداني كنند تا زبان باز كنند اما  دزدان دريايي شب هنگام به جزيره حمله ميكنند  و قتل عام مردم جزيره توسط آنها آغاز ميشود

 

دوست هميشگي آنها سريع به آنجا ميرود و آنها را از زندان نجات ميدهد به آنها كمك ميكند كه به بالاي ديوار بروند وخودش به طرفي ديگر ميرود از اين طرف يونگ جان نيز با چاقويي پدر بانو جانگ هوا را ميكشدبانو جانگ هوا نيز توسط دزدان دريايي دستگير ميشود

 

با تشکر از وبلاگ میثم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:39  توسط عباس مدیر  | 

درخشش سانگ ایل گوک در سریال امپراطور دریا او را تا جایی بالا برده که شاید بعد از یانگوم بتوان دوست داشتنی ترین بازیسگر کره ای دانست.

این شهرت در ایران هم نفوذ کرده است تا حدی که بسیاری شیفته بازی زیبای او شده اند.ما هم تصمیم گرفتیم کلیپ هایی از او را برای دنلود شما عزیزان در وبلاگ قرار دهیم.

لطفا قبل از دانلود دقت کنید:

۱- ابتدا برنامه YouTube Downloader v2.5 را از اینجا دانلود کنید.

۲- برنامه را اجرا کنید.

۳- قسمت download from را بر روی youtube قرار دهید.

۴- آدرس هایی که در زیر می بینید را کپی و در کادر link پیست کنید.

۵- فرمت خروجی برای سیو شدن روی سیستمتان را اگر بر روی avi بگذارید بهتر است.

۶- اگر نظر ها زیاد بود از بقیه بازیگر ها هم کلیپ خواهم گذاشت.

۱- http://www.youtube.com/watch?v=gGthpg46QZ0

۲- http://www.youtube.com/watch?v=v1YgEx2PBVo

بعد هم برای شما کلیپ می گذارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:30  توسط عباس مدیر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:38  توسط عباس مدیر  | 

با سلام

دوستان امروز موسیقی های متن و تیراژ سریال امپراتور دریا را براتون آماده کردم امیدوارم که لذت ببرین

برای دانلود به نکات زیر دقت کنید:

۱- بر روی یکی از لینک های زیر کلیک کنید.

۲- در صفحه ای که باز می شود بر روی گزینه free کلیک کنید.

۳- در صفحه بعدی کدی که مشاهده می کنید را در کادر زیدش بنویسید و کلید دانلود را بزنید.

۴- منتظر بمانید تا دانلود آغاز شود.

۱         ۲          ۳          ۴           ۵          ۶  

۷        ۸           ۹         ۱۰         ۱۱         ۱۲ 

۱۳       ۱۴         ۱۵        ۱۶         ۱۷          ۱۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:35  توسط آرمان(سردبير)  | 

نام : Choi Soo Jong

متولد : 27 دسامبر 1962

ازدواج با خانم بازیگر Ha Hee ra  

دارای دو فرزند می باشد

تحصیلات در:Colorado State University

TV SERIES:

  Dae Jo Yeong KBS, 2006

 Sea God KBS, 2004

  On the Green Fields KBS, 2003

 Wars of the Roses

Ijema

  Emperor Wang Gun KBS, 2000

  When She Beckons

  First Love KBS, 1996

MOVIES:

  A Man Who Can't Even Kiss1994

  A Woman of Downstairs and a Man of Upstairs1992

  Do You Like Rain Stopped Afternoon1991

  In a Starry Night 1991

To You Once Again 1991

  Well, It's a Secret 1990

 Il Ji Mae, the Superman1990

 A Young Punch 1988

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:34  توسط عباس مدیر  | 

خوب اینم یه فیلم دیگه که من پیشنهاد می کنم این رو حتما بخونید چون که خیلی با حاله خودم هم خوندم در بارهی یک دوره شاه ی است که بازیگر خوب امپراتور دریا که من عقیده دارم بهتر از همه است در آن بازی می کند


دوستانی که علاقه مند به نویسندگی در این وبلاگ هستند به شما رهی  ۰۹۱۷۷۷۶۳۴۶۰  زنگ بزنید و نویسندگی خود را فعال کنید

**** آرمان***

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 19:35  توسط آرمان(سردبير)  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 19:22  توسط آرمان(سردبير)  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 18:55  توسط آرمان(سردبير)  | 

از فیلمی که شروع شده بنام امپراتور دریا چقدر ار آن می دانید .آیا فکر کردید .اگه فکر نکردید یا ندونستید من براتو تمام مطلب رو می ذارم فقط یه موضوعی که هست ترجمه ی آن یک وقت می برد به همین دلیل ما آن را همین طور بصورت لاتین گذاشتم امیدوارم که بدردتون بخوره


این مطلب رو چند بار گذاشتم دوستان اگه می خواهید نویسندهی این وبلاگ باشید به  شماره ی ۰۹۱۷۷۷۶۳۴۶۰ تماسی با ما بگیرید

**آرمان** 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:37  توسط آرمان(سردبير)  | 

فیلم دیگری از جانگ هوا(یک بار در تابستان)

 Once in a Summer

۰

Year:۲۰۰۶      Director:Jo Geun-SikJo

Cast:Lee Byung-Hun, Soo Ae

The Skinny:   A simple Korean melodrama featuring handsome stars once again mixed with nostalgic moments from a turbulent time. Despite the filmmaker's noble attempt to tone things down, it's actually too subtle when it shouldn't be.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:27  توسط آرمان(سردبير)  | 

شما از چه  سریال خوشتون میاد ؟؟

جواهری در قصر

امپراتور

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 20:19  توسط عباس مدیر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 16:15  توسط آرمان(سردبير)  | 

سلام عزیزان  امید وارم حاله همه ی شما خوب باشد و بتونید از این وبلاگ استفاده ببرید .من براتون یه برنامه ای از یانگوم خانوم گذاشتم که در آن عکس های یانگوم همراه با آهنگ های بسیار قشنگ است که خیلی باحاله .من پیشنهاد می کنم که حتما دانلودش کنید .

                                  

 

                         ××دانلود××


خوب یه چیزه دیگه هر کدوم  از دوستام گرامی ار تمایل به نویسندگی در وبلاگ هستید می تونید با زنگ زدن به شمارهی سردبیر وبلاگ **آرمان** نویسندگی خود را  درست کنید بازم می گویم این وبلاگ متعلق به شماست

**آرمان**

شماره موبایل :۰۹۱۷۷۷۶۳۴۶۰ 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 15:50  توسط آرمان(سردبير)  |